
![]() آقا آراد من متولد 8 مرداد ماه هزار و سیصد و هشتاد و هفته مهربون ترین پسر دنیا
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 جستجو
پيوندها
نی نی سایت
ژوبین جونم نونو جون آراد جون محمد طلا امیر علی خوشمل مامان آرتین گلم آراد جون 2 آراد جون 3 آراد جون 4 .:.: قالب ساز :.:. آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
aradjoon
فرشته موکل بردین ،آراینده وجوانمرد آراد و مهر ماه
آراد گلم دیروز برای دومین بار رفت آرایشگاه و ماه شد خیلی پیشرفت کرده چه توی حرف زدن و چه توی راه رفتن الان خودش دستش رو میگیره و بلند میشه و قشنگ دور میز ویا مبل می چرخه و جمله بندی میکنه که خیلی خوبه مثل تاب تاب عباسی (تا تا اتاس ) می گه منظورش رو کاملا می رسونه دیروز با بابا علی رفتیم برای اراد گلم خرید کنیم براش یک کلاه که سر فیله خریدیم خیلی بهش میاد و لوازم بهداشتی برای آراد ( راستی بنویسم که وقتی بعدا دید بدونه که آراد پوشک hugises سایز 4+ به قیمت 18000 تومان استفاده میکنه شاید بعدا برای بچش تعریف کنه که اون زمون برا م از چی استفاده می کردند ) .
آراد و carsit آراد و کویر
آراد و خواب و آسمان
آراد و سفره خانه سنتی
آراد و تلویزیون خونه مامان جونش
14ماهگی سلام
آراد گلم 8 مهرماه وارد 14 ماهگی شد ورزنش 10.300 و قدش هم 83 سانت شده الان 8 دندون کامل و 2 تا دندون نیش زده داره از وقتی از مسافرت اومدیم خیلی بد غذا شده و به سختی غذا می خوره امیدوارم خیلی زود این حالت تموم بشه چون من و مامان جون داریم نگران می شیم چند تا عکس از گل پسرم بذارم چند وقته up نکردم .
بلاخره می تونم بایستم
من آراد آزادی تقریبا 1 سال و 50 روز سن دارم 8 تا دندون دارم 82 سانت قدمه و 10 کیلو 200 وزنمه تا توان دارم شیطونی می کنم و مامان و بابام رو حسابی اذیت می کنم خیلی ددری هستم و دائم در حال گشت و گذارم و از دیروز تا حالا همش دستم رو به مبلمامون می گیرم و می ایستم عاشق CD های دنیای تاتی هستم و همش قر می دم الان سرم و گوشم و می شناسم و بهشون اشاره می کنم شعر تاب تاب عباسی رو می خونم و الان یکمی سرما خوردم چون مامان و بابا یه سرما خوردگی در حد تیم ملی گرفتن و به من هم دادن تازه ما فردا شب داریم می ریم مسافرت خدا کنه حالم خوب بشه تا مامان بابام اذیت نشن در کل پسر خوبی هستم و همه دوستم دارن و به خاطر همین حسابی لوس شدم چون مامانم وقت نمی کنه برام مطلب بذاره من خودم اومدم برای خودم نوشتم .
واکسن یک سالگی
امروز آراد مامانی دقیقا ۱ سال و ۲۰ روزشه خدایا ممنونم از حمایت ها آراد دیروز واکسن یک سالگیش رو زد زیاد اذیت نشد اما گفتن تا ۲ هفته احتمال داره که خفیف سرخک یا سرخجه و یا عریون بگیره امسال به خاطر گرما هوا نتونستیم مسافرت بریم اما قول قول که مهر ماه حتما پسرم رو ببریم تعطیلات.
آراد دیگه وقتی گشنه اس می گه آم وقتی آب می خواد می گه تاب تاب عباسی می خونه خیلی تابش رو دوست داره
مامان تنبل (تولدم مبارک )
سلام دوستای خوب منو آراد ممنون از همتون بخاطر لطف بی دریغی که به من و آراد دارید به خاطر همه محبتاتون من و آراد به داشتن چنین دوستایی افتخار می کنیم ببخشید از شما و از آراد که بعد از 3 روز دارم آپدیت می کنم تولد آراد به خوبی بر گذار شد و البته از اول تا اخر آراد نق زد و گریه کرد اما به من و بابا علی که خیلی خوش گذشت و چقدر حس خوبیه سالگرد اولین با هم بودن داشتم فکر می کردم عروسی آراد چه حسی دارم چقدر لذت داره می تونم چند تا عکس از اون روز خوب براتون بذارم راستی خاله سحر هم با ژوبین جون امودن ایران و امروز می خواهیم بعد از یک سال همدیگر رو ببینیم من که خیلی خوشحالم
آراد و کیک تولد 1 سالگی
آراد و تابستون (یاد بچگی بخیر )
2 روز مانده تا بهترین روز زندگیم
چه سریع میگذرد،انگار همین دیروز بود که به دنیا آمدی کوچک و ریزه،انقدر که باید برای گرفتن در آغوشم حتما در پتویی میپیچیدمت که نیاندازمت! اولین فرزند،اولین تجربه ی بچه داری ،اولین حس مادرانه ،اولین لبخند از ته دل که همیشه در خاطرم میماند ،حسی متفاوت،عشقی تازه ،بزرگ شدی آرام آرام ،خانه زنده شد به خنده هایت ماما بابا دنیایی گفتن این واژه ها را هدیه نمود ،راه افتادی و زمین خوردی وبا هر زمین خوردن، دلم لرزید ،روزی شیرین بود حالا ۱ ساله میشوی و من به خود میبالم از این بزرگ شدن تو خنده هایت زیباتر از همه ی شمعدانی ها ست که به دنیا دیدم سالها باشی و ماندگار بمانی تنها دلیل ادامه ی زندگی گل من زیباترین سرود زندگی شنیدنی ترین قصه ی هستی تولدت مبارک پسرم،سبزترین میان تابستان هر چند این همه ی حس شادمانی ام را بیان نمیکند
بهونه قشنگ من برای زندگی
آراد هفتمین دندونش رو هم درآورد موهاش هم داره بلند میشه در تدارک تولدش هستیم من و بابایی هنوز به یه نتیجه دوطرفه نرسیدیم باید عجله کنیم چون داره دیر می شه {{ دوست دارم پسرم }}
آرزویم اینست دیدن اوج غرورت در صبح و رسیدن به همه رویایت من دعا خواهم کرد روزهایت پر نور شب تو مهتابی دل تو صادق و صاف ، رنگ باران باشد. خیلی دوست دارم
آراد گردشی مامان
همه دوستای خوبم سلام و ممنون از لطف تون و ابراز محبتتون من و آراد از همه ممنونیم و امیدواریم بتونیم در آینده جبران کنیم چند وقتیه آپ نکردم و با کلی مطلب جدید از آراد که اگر همش یادم نره می نویسم آراد برای بار دوم رفت عروسی و کلی رقصید ولی تا صبح اذیت کرد چون بی خواب شده بود دیگه آراد کلی گردشی شده و تا ما رو می بینه د در ددر ش رو هواست و بی چاره من یا بابا علی بعد از سر کار می بریمش بیرون تا گردش روزانه رو انجام بدهند آراد احساس می کنم خیلی زودداره حرف میزنه هنوز 1 سالش نشده ولی یک هفته ای می شه وقتی آب می خواد و گرسنه هست می گه و مامان و بابا رو کاملا می گه و می شناسه کلا هم روابط اجتماعیش عالیه خیلی زود با همه گرم می گیره و دوست میشه علی الخصوص اگه طرف مقابل موبایلی با اهنگ های شاد داشته باشه هفته گذشته با دوستای مامان و بابا رفتیم کردان و کلی خوش گذشت تا دلش خواست آب بازی کرد 10 روز دیگه تولدشه و من هنوز برنامه ای ندارم احساس می کنم چون خیلی متوجه نمی شه خیلی سنگینش نکنم به یه تولد ساده و خودمونی کفایت کنم از طرفی هم چون سال اوله دلم می خواد به یاد موندنی باشه تا ببینیم چه می شود.آراد از اونجایی که پسر راحت طلبیه تازه 1 ماهی می شه کامل چهار دست و پا میره و می تونه چند دقیقه ای کنار مبل بایسته تا الان هم 6 تا دندون داره دیگه همه غذا ها رو به گلم می دهم خدایا پسر من و همه پسرای دنیا رو برای ماماناشون حفظ کن (دختر ها رو هم همینطور)
وقتی آراد ژست می گیرد
سلام آراد گلم 11 ماهگی رو تمام کرد و ماه دیگه تولدشه باورم نمیشه 1 سال گذشت از با هم بودن از 3 تایی شدن خدایا ممنونم به خاطر همه چیز پسر گل من سینه خیز میره و می تونه کمی خودش رو نگه داره و بایسته بوس می کنه بای بای می کنه دست می زنه از دهنش اصوات جالب در می یاره بابا و مامام و دد و گل و پوف آامم راستی آراد علاقه بسیار بسیار زیادی به ماشین داره عاشق اینه که پشت فرمون بشینه حتی اگه ماشین خاموش باشه اینه یکی دو هفته آراد حسابی گردش کرد از درکه و لشگرک و تجریش و دارآباد گرفته تا باغ خاله اینها تو ورامین راست آراد برای اولین بار رفت عروسی تا الان هر جا عروسی دعوت بودیم نمی بردمش می گفتم شاید براش بد باشه سرو صدای زیاد ولی کلی هم حال کردو تا تونست قر داد. یه کار خیلی بدی هم من کردم که چند روز اول داشتم از عذاب وجدان می مردم که بعدا نظرم عوض شد اومدم مو های آراد رو مرتب کنم دست گل به آب دادم و مجبورم شدم کچلش کنم که اتفاقا خیلی بهش می یاد و با مزه شده
وقتی آراد مکزیکی می شود
روز مادر
امسال اولین سالی بود که در روز مادر واقعا مادر شده بودم و چه واژه قشنگی فقط یاد محبت میافتم خدا همه مادرا رو برای بچه هاشون نگه داره و بچه ها رو برای مادراشون
آراد رو 3 ماهی می شه چکاپ نبردم باید برنامه ریزی کنم برای هفته آینده رئیس جمهور محترم هم چند روزی است که مشخص شده .دلم چند وقته یه مسافرت می خواد نیاز به آرامش دارم
|